ارسال شده در حرفهای تنهایی، دانلود در ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۸
دستاتو بده به من
میخوام منتقل کنم
همه ی احساسی رو که بهت دارم
پل ارتباطیمونو قطع نکن!
آینده رو سیاه میبینم…
از دست دادن با غریبه ها بدم میاد!! : )
احساس من تو دستامه…
انگاری تو تُنگ این دنیا جای یه ماهیــــــه ~~~~> DownLoad
خواندن کامل ارسال »
ارسال شده در . در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸
یه شب خواب دیدم که عاشق شدم
حس شیرینی بود…
خیلی شیرین و لذت بخش!
و فرداش خواب دیدم باز هم عاشق شدم
عشقی مثل زهر
اونقدر تلخ که شیرینی خواب قبلیرو هم زایل کرد!!
تلخ یا شیرین؟!؟!!؟
مسئله وجود عاشق است!
خواندن کامل ارسال »
ارسال شده در . در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۸
NemIkham Chub e hArAjI bE ghalBaM bEzaNam
NemIkham GoNah e bI esHghI bIofte gArdaNam
خواندن کامل ارسال »
ارسال شده در . در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
بی حوصله ام
همین!!
همه ی نوشته هاتونو میخونم
مثل سابق
فقط حس حرف زدن ندارم…
برمیگردم!
بازم همین + … همیشگی
:)
خواندن کامل ارسال »
ارسال شده در . در ۸ اردیبهشت ۱۳۸۸
+کجایی؟!
_در آغوش تو عزیزم!
: )
خواندن کامل ارسال »
ارسال شده در . در ۵ اردیبهشت ۱۳۸۸
بعضی موقعها دلم میخواد قانون خودم رو بزارم زیر پاهام و لهشون کنم!!
بیخیالی محض…
یه زمانی باعث راحتی خیال
و الان
فقط باعث خرد شدن فرد از درون میشه !
مرگ تدریجی و وقتی به خودش میاد میبینه که هیچی ازش نمونده!
فقط برای حفظ غرور!!
خواندن کامل ارسال »
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۴ اردیبهشت ۱۳۸۸
صبح باهاش میخوندم:
یادت باشه منتظر اونکه میگه دردتو می دونه نشی
حرفاشو باور نکنی
هرکی بیاد نمک به زخمت می زنه
ساده ی دلداده ی من گول نخوری
دوباره دیوونه نشی!
کجاست بگو….
-عاشقتم
+تو غلط میکنی عاشقمی :)) =))
ریختم بهم!!
خیلی وقته : )
انقدر با کلمات بازی میکنم که آخر با معنای غیر واقعیشون ظاهر میشن
ســـــخته!
بیا تا مه توی چشام بمیره
بیا تا [...]
خواندن کامل ارسال »
ارسال شده در . در ۲ اردیبهشت ۱۳۸۸
shut up
از مرد بودن خودش استعفا نمیده
کاری از دست تو هم ساخته نیست
جـــــــــــیغ … بسه خدا : )
بدون تو سنگم،کنار تو ابرم
بیا تا گریه کنم،سر اومده صبرم
نه گریه مونده برام،نه خنده مونده برام
فقط یه کابوس،کشنده مونده برام
یه حس گیج و سمج،همیشه همدممه
میگن شکنجه بسه،میگم بازم کممه
نگات چرا چشمی،به من نمیدوزه
چرا برای دلم،دلت نمیسوزه
خواندن کامل ارسال »
ارسال شده در . در ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸
عصر جاهلیت است،اندیشه ها را به تابوت می گذاریم و زنده به گور می کنیم!!
خطرناکند آدم هایی که خودشون رو پشت نقاب وبشون قایم میکنند
میخوام چنگ بزنم تو صورتشون و نقاب رو بکنم و بگم
سوک سوک
بازی بسه…
: )
میترسم!!
خواندن کامل ارسال »