par3parvaz
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۲۹ مرداد ۱۳۸۸
طالع امروز:
وقتی پرنده ای کنار تو در قفس بال بال می زند و خود را به دیوار قفس می کوبد،نمی توان خاطری آسوده داشت!
یا باید او را آزاد کنی
یا برقساوت قلب خود نفرین بفرستی…!
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۲۹ مرداد ۱۳۸۸
طالع امروز:
وقتی پرنده ای کنار تو در قفس بال بال می زند و خود را به دیوار قفس می کوبد،نمی توان خاطری آسوده داشت!
یا باید او را آزاد کنی
یا برقساوت قلب خود نفرین بفرستی…!
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۱۳ مرداد ۱۳۸۸
اینو که دیدم :-s
اه
اه
اه
!!!!
به این میگن شانس گند آدمی که کنکور شرکت نکرده!
کلافه ام …
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۱۰ مرداد ۱۳۸۸
امشب که از آغوش من پر کشیده ای
دانم که آغوشی دگر, آشیان توست
سرد است و من در میان بازوان باد
یاری غریبه در میان بازوان توست
زخم عمیق خنده ات, تیریست بر دلم
از طعنه بود درد من, از کمان توست
آن دلبری که دیدمش در کنار تو
باور نمی کنم که او از کسان توست
او را گنه نیست و [...]
حقیقت تلخ
مردم ساده دل
ایران سوخته
ندای قربانی در راه قدرت
و…
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۹ مرداد ۱۳۸۸
تو حضور مبهم پنجره ها
روبه روم دیوارای آجریه…
خورشیدروشن فردا مال تو،سهم من شبای خاکستریه
*یه نوشته منو یاد کودکیم انداخت
و به این منو به نتیجه رسوند که حاضرم نصف عمر باقی موندمو بدم ولی هیچ وقت به اون دوران برنگردم!
کودکی،ازت بیزارم!
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۸ مرداد ۱۳۸۸
این روزها انقدر تاریکم
که وقتی خود را مرور میکنم
ستاره ای نمیبینم…
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۸ مرداد ۱۳۸۸
چقدر خوبه که یکی هست که حرفاتو میفهمه و تو نیازی نداری که هی با کلمات بازی کنی و آخر نتونی منظور واقعی خودتو برسونی!
* CLICK plz
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۷ مرداد ۱۳۸۸
سایه ات انقدر رو سرم سنگینی میکنه که دست و پای خطا کردن رو ازم گرفته
احساس تعهد میکنم به هرچیزی که بینمون نبوده…
یه حسی بهم میگه تو هم میمونی با من سنگ دل!
*این روزا یکی عجب مرموز بازی و کارآگاه بازیش گل کرده،اونم رو اعصاب من!
:
:
:
وقتی که عشق را نمیدانی،
چه خوب است…
[...]
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۷ مرداد ۱۳۸۸
گاهی اوقات
از شنیدن جمله ی “دوستت دارم”
از دهن یه غریبه
خوشم میاد!
چون میفهمم تنها احمق دنیا تو نیستی!!
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۶ مرداد ۱۳۸۸
گوشه ای از
دنیای من
احساس من
زندگی من
بهار من
رویای من
رسیدم خونه دلم برای چشای بادومیت تنگ شد و پناه بردم به عکس های قشنگت!
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۴ مرداد ۱۳۸۸
آهنگ گوشی یه نفر منو یاد این انداخت
وقتی گوش میدم تمام بدنم میلرزه
عجیبـــــــــــــــــه!
DownLoad
So close no matter how far
Couldnt be much more from the heart
Forever trusting who we are
And nothing else matters
Never opened myself this way
Life is ours, we live it our way
All these words I dont just say
And nothing else matters
Trust I seek and I [...]