؟!
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۳۰ شهریور ۱۳۸۸
تو این دنیای سیاه
چرا من موندم؟!
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۳۰ شهریور ۱۳۸۸
تو این دنیای سیاه
چرا من موندم؟!
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۲۹ شهریور ۱۳۸۸
آسمونی که دلش گرفته بود داره میباره
منم دلم میخواد ببارم!
ولی…
دارم درد میکشم!
:
غم من این نبود
نـــــــــه،این نبــود…
که بــــــــــری و بباری ایــــــــــنروزا!
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۲۹ شهریور ۱۳۸۸
به سراغ من اگر میائی
دگر آسوده بیــا
بـگـمــانـم دو سـه وقــتـــی هـست
تـرک بــرداشـتـه چـیـنــی نـازک تـنــهـائــی مــــن…
ارسال شده در . در ۲۶ شهریور ۱۳۸۸
هه!
دقیقا یک سال از ورود من به قشر روشن فکر و اکتیو جامعه گذشت!
گذشت و …
دیگه جایی واسه ی حرفهای تکراری نمیمونه!!!
(نمونه ی بارز یه دانشجوی ایرانی اینه که زمان انتحاب واحد گردن درد بگیره و حداقل کف پاهاش ۳تا تاول زده باشه!)
والا (-B
+قلب سنگی فقط بلده که بشکونه!! اونم قلبی رو که جنسش از [...]
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۲۱ شهریور ۱۳۸۸
بهار:
رو قلب شکسته گل نمیزارن…
پا میزارن!!!
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۲۰ شهریور ۱۳۸۸
وداع می کنم
با تو
تویی که چشمانت همیشه با دلم سخن داشت …
گلم …
دلم …
این روزها از همیشه بی قرارترم
مانند پاییز
که لحظه لحظه
باران را انتظار می کشد …
ما نه خط های موازی بودیم
نه متقاطع
من و تو
فقط دو خط بی ریا بودیم
دو خط کم رنگ
شاید پر رنگ …
خط های تو
همیشه خط های بی رنگ مرا
انتظار می کشید [...]
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۱۷ شهریور ۱۳۸۸
من از عشق نداشتن ها
از بی کسی و
خلوت انسانها
میترسم…
+نتیجه ی غم انگیزیه! ولی حقیقت داره…
بعدا نوشت:نمیدونم چمه!!یه بغض سنگین تو گلوم گیر کرده،کلافه ام،خسته! بدون انرژی…
این روزها جنس خرابی از نوع مردم آزاری پیدا کردم!
کسی خریدارم نیست….؟!
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۱۶ شهریور ۱۳۸۸
مرا به خاطر بسپار
!?…hum
salam khoobi man baa ejaazat koli too profilet gashamo fozooli kardam albateh baa ejaazeh.shoma vaaghean ye khanome doost daashtani ، garm ،mehraboon va por energyii hastid.ye dokhtare doost daashtanie naaz.az inke betoonim baaham doosthaye khoobi injaa baashim vaaghean khoshhaal misham.omidvaram ke man ro be onvaane doostetoon ghabool konid va bishtar betoonim baa ham ertebaat bargharaar [...]
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۱۶ شهریور ۱۳۸۸
چرا احمق ها فکر میکنن که همه احمق اند؟!
کاشکی یه کم از اون حماقتشون کم میکردن و به هرکسی نمیگفتن “گل من”
!!!!!
CLICK PLZ
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۱۵ شهریور ۱۳۸۸
میدونی چیه؟!
این دل…
این دل دیگه واسه ما دل نمیشه!!
اوهوم!
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۱۵ شهریور ۱۳۸۸
جو سنگینیه!
مه همه جارو گرفته
همه جا سفید…
نه هوایی هست واسه تنفس
نه رمقی برای زندگی
مثل یه مرده ی متحرک شدم که فقط و فقط باید بمونه و نقش خودشو بازی کنه!
+ یه بزرگی میگه همیشه بخند ، چون شاید کسی عاشق لبخند تو باشه!
:
+همیشه بخند ، چون شاید کسی عاشق لبخند تو باشه
!
یه بزرگی میگه همیشه [...]
چشای نازشو نگاه کنید!
عاشقــــــــــــشم :-*
ارسال شده در حرفهای تنهایی در ۱۲ شهریور ۱۳۸۸
یه آجر از غرور من
یه آجر از دل سنگی تو
یه آجر از دل سنگی من
یه آجراز غرور تــــــو!
یه فاصله یه رویا
یه دیوار سنگی بین من و تو…