پ مثل پدر
۲۰ بهمن ۱۳۸۸ توسط hIt & mIsS
خب…
پدرها میتونن فداکارترین و مظلوم ترین موجودات روی زمین باشند
وقتی که تو سرمای زمستون گرسنه و خسته از دیر رسیدن شب قبل
۲باره صبح زود لباس بپوشه و
دنبال نون حلال برای خانوادش باشه.
امروز صبح وقتی بابایی داشت میرفت سرکار رفتم پیشونیشو بوس کردم
و با یه بغضی که سخت میشد مهارش کنم بهش گفتم مراقب خودش باشه
دمت گرم کارت خیلی خیلی باحال بود
قدرشو بدون
مادر و پدر مثله دو تا فرشته اند
نباید خدایی نکرده اذیتشون کنیم
..
.
.
رهگذر به من تل کرد گفت که چرا با خانم اینده ی من مخالفت می کنی
ایکونه رضا در حاله شادی
حالا چرا شادی چون که رهگذر گفت می خوام که برم خواستگاری بهار
منم خوشحال که دیگه از دستت راحت می شیم
رهگذر می دونی چی کاره ی
کلید سازی داره
.
.
.
بچه های کلاسمون وقتی یه کسیو می بینند که جواده
میگن یارو کلید سازه
ziba boood
بغض گلومو گرفت.بابای تورو یه ان بابای خودم حس کردم….
بهار خدا مادرو پدرتو حفظ کنه….برم یه گوشه گریه کنم….بابا…جدی میگم…دندونت خوبه…
:
hIt & mIsS:
دقیقا الان پیش خودم گفتم آژو میاد گریه اش میگیره
ایشالله به بابای تو هم سلامتی مطلق + شادی و خوشبختی تو همه لحظات زندگیش بده :*